بخش ۴۲ - رجوع به داستان آن کمپیر

چون عروسی خواست رفتن آن خریف

موی ابرو پاک کرد آن مستخیف

پیش رو آیینه بگرفت آن عجوز

تا بیاراید رخ و رخسار و پوز

چند گلگونه بمالید از بطر

سفرهٔ رویش نشد پوشیده‌تر

عشرهای مصحف از جا می‌برید

می‌بچفسانید بر رو آن پلید