بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور

باز گرد و قصهٔ رنجور گو

با طبیب آگه ستارخو

نبض او بگرفت و واقف شد ز حال

که امید صحت او بد محال

گفت هر چت دل بخواهد آن بکن

تا رود از جسمت این رنج کهن

هرچه خواهد خاطر تو وا مگیر

تا نگردد صبر و پرهیزت زحیر