بخش ۵۰ - سال کردن آن صوفی قاضی را

گفت صوفی چون ز یک کانست زر

این چرا نفعست و آن دیگر ضرر

چونک جمله از یکی دست آمدست

این چرا هوشیار و آن مست آمدست

چون ز یک دریاست این جوها روان

این چرا نوش است و آن زهر دهان

چون همه انوار از شمس بقاست

صبح صادق صبح کاذب از چه خاست