بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سال را

گفت صوفی قادرست آن مستعان

که کند سودای ما را بی زیان

آنک آتش را کند ورد و شجر

هم تواند کرد این را بی‌ضرر

آنک گل آرد برون از عین خار

هم تواند کرد این دی را بهار

آنک زو هر سرو آزادی کند

قادرست ار غصه را شادی کند