بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهل‌تر از صبر در فراق یار بود

آن یکی زن شوی خود را گفت هی

ای مروت را به یک ره کرده طی

هیچ تیمارم نمی‌داری چرا

تا بکی باشم درین خواری چرا

گفت شو من نفقه چاره می‌کنم

گرچه عورم دست و پایی می‌زنم

نفقه و کسوه‌ست واجب ای صنم

از منت این هر دو هست و نیست کم