بخش ۶۳ - مثل

عارفی پرسید از آن پیر کشیش

که توی خواجه مسن‌تر یا که ریش

گفت نه من پیش ازو زاییده‌ام

بی ز ریشی بس جهان را دیده‌ام

گفت ریشت شد سپید از حال گشت

خوی زشت تو نگردیدست وشت

او پس از تو زاد و از تو بگذرید

تو چنین خشکی ز سودای ثرید