بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن می‌چرد بازرگان از کمین ب

گاو آبی گوهر از بحر آورد

بنهد اندر مرج و گردش می‌چرد

در شعاع نور گوهر گاو آب

می‌چرد از سنبل و سوسن شتاب

زان فکندهٔ گاو آبی عنبرست

که غذااش نرگس و نیلوفرست

هرکه باشد قوت او نور جلال

چون نزاید از لبش سحر حلال