بخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز

آن غریب ممتحن از بیم وام

در ره آمد سوی آن دارالسلام

شد سوی تبریز و کوی گلستان

خفته اومیدش فراز گل ستان

زد ز دارالملک تبریز سنی

بر امیدش روشنی بر روشنی

جانش خندان شد از آن روضهٔ رجال

از نسیم یوسف و مصر وصال