بخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت ر

پادشاهی مست اندر بزم خوش

می‌گذشت آن یک فقیهی بر درش

کرد اشارت کش درین مجلس کشید

وان شراب لعل را با او چشید

پس کشیدندش به شه بی‌اختیار

شست در مجلس ترش چون زهر و مار

عرضه کردش می نپذرفت او به خشم

از شه و ساقی بگردانید چشم