بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بی‌صبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود ر

آن بزرگین گفت ای اخوان من

ز انتظار آمد به لب این جان من

لا ابالی گشته‌ام صبرم نماند

مر مرا این صبر در آتش نشاند

طاقت من زین صبوری طاق شد

راقعهٔ من عبرت عشاق شد

من ز جان سیر آمدم اندر فراق

زنده بودن در فراق آمد نفاق