بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه

بعد سالی باز جوحی از محن

رو به زن کرد و بگفت ای چست زن

آن وظیفهٔ پار را تجدید کن

پیش قاضی از گلهٔ من گو سخن

زن بر قاضی در آمد با زنان

مر زنی را کرد آن زن ترجمان

تا بنشناسد ز گفتن قاضیش

یاد ناید از بلای ماضیش