بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب

در آن مدت که من در بسته بودم

سخن با آسمان پیوسته بودم

گهی برج کواکب می‌بریدم

گهی ستر ملایک می‌دریدم

یگانه دوستی بودم خدائی

به صد دل کرده با جان آشنائی

تعصب را کمر در بسته چون شیر

شده بر من سپر بر خصم شمشیر