بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین

چنین گفت آن سخن گوی کهن زاد

که بودش داستانهای کهن یاد

که چون شد ماه کسری در سیاهی

به هرمز داد تخت پادشاهی

جهان افروز هرمز داد می‌کرد

به داد خود جهان آباد می‌کرد

همان رسم پدر بر جای می‌داشت

دهش بر دست و دین بر پای می‌داشت