بخش ۱۷ - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را

چو آمد زلف شب در عطر رسائی

به تاریکی فرو شد روشنائی

برون آمد ز پرده سحر سازی

شش اندازی بجای شیشه بازی

به طاعت خانه شد خسرو کمر بست

نیایش کرد یزدان را و بنشست

به برخورداری آمد خواب نوشین

که بر ناخورده بود از خواب دوشین