بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم

چو بر زد بامدادن بور گلرنگ

غبار آتشین از نعل بر سنگ

گشاد از گنج در هر کنج رازی

چو دریا گشت هر کوهی طرازی

دگر ره بود پیشین رفته شاپور

به پیش آهنگ آن بکران چون حور

همان تمثال اول ساز کرده

همان کاغذ برابر باز کرده