بخش ۶۱ - تعزیت‌نامه خسرو به شیرین به افسوس

سراینده چنین افکند بنیاد

که چون در عشق شیرین مرد فرهاد

دل شیرین به درد آمد ز داغش

که مرغی نازنین گم شد ز باغش

بر آن آزاد سرو جویباری

بسی بگریست چون ابر بهاری

به رسم مهترانش حله بر بست

به خاکش داد و آمد باد در دست