بخش ۷۸ - بازگشتن خسرو از قصر شیرین
شباهنگام کاهوی ختن گرد
ز ناف مشک خود خود را رسن کرد
هزار آهو بره لبها پر از شیر
بر این سبزه شدند آرامگه گیر
ملک چون آهوی نافه دریده
عتاب یار آهو چشم دیده
ز هر سو قطرههای برف و باران
شده بارنده چون ابر بهاران
شباهنگام کاهوی ختن گرد
ز ناف مشک خود خود را رسن کرد
هزار آهو بره لبها پر از شیر
بر این سبزه شدند آرامگه گیر
ملک چون آهوی نافه دریده
عتاب یار آهو چشم دیده
ز هر سو قطرههای برف و باران
شده بارنده چون ابر بهاران