بخش ۱۲۱ - تأسف بر مرگ شمس‌الدین محمد جهان پهلوان

چه می‌گفتم سخن محمل کجا راند

کجا می‌رفتم و رختم کجا ماند

به سلطانی چو شه نوبت فرو کوفت

غبار فتنه از گیتی فرو روفت

شکوهش پنج نوبت بر فلک برد

نفاذش کرد هفت اقلیم را خرد

خروش طبل وی گفتی دو میل است

که می‌دانست کان طبل رحیل است