آرش

برف می‌بارد؛

برف می‌بارد به روی خار و خاراسنگ.

کوه‌ها خاموش،

دره‌ها دل‌تنگ؛

راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ...

بر نمی‌شد گر ز بام کلبه‌ها دودی،

یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌ مان نمی‌آورد،