بخش ۱۴ - رفتن پدر مجنون به خواستاری لیلی

چون راه دیار دوست بستند

بر جوی بریده پل شکستند

مجنون ز مشقت جدائی

کردی همه شب غزل‌سرائی

هردم ز دیار خویش پویان

بر نجد شدی سرود گویان

یاری دو سه از پس اوفتاده

چون او همه عور و سرگشاده