بخش ۳۵ - رسیدن نامه لیلی به مجنون

روزی و چه روز عالم افروز

روشن همه چشمی از چنان روز

صبحش ز بهشت بردمیده

بادش نفس مسیح دیده

آن بخت که کار ازو شود راست

آن روز به دست راست برخاست

دولت ز عتاب سیر گشته

بخت آمده گرچه دیر گشته