بخش ۵ - در سابقهٔ نظم شرفنامه

شبی چون سحر زیور آراسته

به چندین دعای سحر خواسته

ز مهتاب روشن جهان تابناک

برون ریخته نافه از ناف خاک

تهی گشته بازار خاک از خروش

ز بانگ جرسها بر آسوده گوش

رقیبان شب گشته سرمست خواب

فرو برده سر صبح صادق به آب