بخش ۱۳ - دانش آموختن اسکندر از نقوماجس حکیم پدر ارسطو

بیا ساقی آن راح ریحان سرشت

به من ده که بر یادم آمد بهشت

مگر ز آن می آباد کشتی شوم

وگر غرقه گردم بهشتی شوم

خوشا روزگارا که دارد کسی

که بازار حرصش نباشد بسی

به قدر بسندش یساری بود

کند کاری ار مرد کاری بود