بخش ۱۴ - پادشاهی اسکندر به جای پدر

بیا ساقی از خود رهائیم ده

ز رخشنده می روشنائیم ده

میی کو ز محنت رهائی دهد

به آزردگان مومیائی دهد

سخن سنجی آمد ترازو به دست

درست زر اندود را می‌شکست

تصرف در آن سکه بگذاشتم

کزان سیم در زر خبر داشتم