بخش ۱۶ - پیکار اسکندر با لشگر زنگبار

بیا ساقی آن می‌که رومی وشست

به من ده که طبعم چو زنگی خوشست

مگر با من این بی محابا پلنگ

چو رومی و زنگی نباشد دو رنگ

فریبنده راهی شد این راه دور

که بر چرخ هفتم توان دید نور

درین ره فرشته زره می‌رود

که آید یکی دیو و ده می‌رود