بخش ۲۱ - شتافتن اسکندر به جنگ دارا

بیا ساقی آن راوق روح بخش

به کام دلم درفشان چون درخش

من او را خورم دل‌فروزی بود

مرا او خورد خاک روزی بود

چه نیکو متاعیست کار آگهی

کزین قد عالم مبادا تهی

ز عالم کسی سر برآرد بلند

که در کار عالم بود هوشمند