بخش ۳۱ - فرستادن اسکندر روشنک را به روم

بیا ساقی آن صرف بیجاده رنگ

به من ده که پایم درآمد به سنگ

مگر چاره سازم در این سنگریز

چو بیجاده از سنگ یابم گریز

فلک ناقه را زان سبک رو کند

که هر روز و شب بازیی نو کند

کند هر زمان صلح و جنگی دگر

خیالی نماید به رنگی دگر