بخش ۳۵ - رفتن اسکندر به کوه البرز

باید ساقی آن شیر شنگرف گون

که عکسش درآرد به سیماب خون

به من ده که سیماب خون گشته‌ام

به سیماب خون ناخنی رشته‌ام

برآنم من ای همت صبح خیز

که موج سخن را کنم ریز ریز

به زرین سخن گوهر آرم به چنگ

سر زیر دستان درآرم به سنگ