بخش ۴۰ - رفتن اسکندر به هندوستان
بیا ساقی آن زر بگداخته
که گوگرد سرخست ازو ساخته
به من ده که تا زو دوائی کنم
مس خویش را کیمیائی کنم
فرس خوشترک ران که صحرا خوشست
عنان درمکش بارگی دلکشست
به نیکوترین نام از این جای زشت
بباید شدن سوی باغ بهشت
بیا ساقی آن زر بگداخته
که گوگرد سرخست ازو ساخته
به من ده که تا زو دوائی کنم
مس خویش را کیمیائی کنم
فرس خوشترک ران که صحرا خوشست
عنان درمکش بارگی دلکشست
به نیکوترین نام از این جای زشت
بباید شدن سوی باغ بهشت