بخش ۴۳ - سگالش خاقان در پاسخ اسکندر

بیا ساقی آن بادهٔ چون گلاب

بر افشان به من تا درآیم ز خواب

گلابی که آب جگرها به دوست

دوای همه درد سرها به دوست

رقیب مناخیز و در پیش کن

تو شو نیز و اندیشهٔ خویش کن

ز تشویق خاطر جدا کن مرا

به اندیشهٔ خود رها کن مرا