بخش ۱۳ - افسانهٔ نانوای بینوا و توانگری وی به طالع پسر
مغنی بیار آن نوای غریب
نو آیینتر از نالهٔ عندلیب
نوائی که در وی نوائی بود
نوائی نه کز بینوائی بود
خنیده چنین شد در اقصای روم
که بی سیمی آمد ز بیگانه بوم
به کم مدتی شد چنان سیم سنج
که شد خواجه کاروانهای گنج