بخش ۲۷ - گفتار اسکندر

چو ختم سخن قرعه بر شاه زد

سخن سکهٔ قدر بر ماه زد

سکندر که خورشید آفاق بود

به روشن دلی در جهان طاق بود

از آن روشنی بود کان روشنان

برو انجمن ساختند آنچنان

چو زیرک بود شاه آموزگار

همه زیرکان آرد آن روزگار