بخش ۳۴ - رسیدن اسکندر به عرض جنوب و ده سرپرستان

مغنی دلم دور گشت از شکیب

سماعی ده امشب مرا دل فریب

سماعی که چون دل به گوش آورد

ز بیهوشیم باز هوش آورد

سخن سنج این درج گوهرنگار

ز درج این چنین کرد گوهر نثار

که چون شه ز مشرق برون برد رخت

به عرض جنوبی برافراخت تخت