بخش ۳۶ - رسیدن اسکندر به حد شمال و بستن سد یاجوج

مغنی دل تنگ را چاره نیست

بجز سازکان هست و بیغاره نیست

دماغ مرا کز غم آمد به جوش

به ابریشم ساز کن حلقه گوش

چو در خانه خویش رفت آفتاب

ز گرمی شد اندام شیران کباب

تبشهای باحوری از دستبرد

ز روی هوا چرک تری سترد