بخش ۴۰ - رسیدن نامه اسکندر به مادرش

مغنی یک امشب برآواز چنگ

خلاصم ده از رنج این راه تنگ

مگر چون شود راه بر من فراخ

برم رخت بیرون ازین سنگلاخ

زمستان چو پیدا کند دستبرد

فرو بارد از ابر باران خرد

گلو درد آفاق را از غبار

لعابی زجاجی دهد روزگار