بخش ۴۳ - انجامش روزگار هرمس

مغنی بدان جرهٔ جان نواز

بر آهنگ ما نالهٔ نو بساز

که گشتیم چون بلبل از ناله مست

بدان ناله زین ناله دانیم رست

چو هرمس بدین ژرف دریا رسید

رهی دید کزوی رهائی ندید

فرو رفت و گفت آفرین بر کسی

که کالای کشتی ندارد بسی