بخش ۳۰ - مقالت ششم در اعتبار موجودات

لعبت بازی پس این پرده هست

گرنه بر او این همه لعبت که بست

دیده دل محرم این پرده ساز

تا چه برون آید از این پرده راز

در پس این پرده زنگار گون

عاریتانند ز غایت برون

گوهر چشم از ادب افروخته

بر کمر خدمت دل دوخته