بخش ۳۱ - داستان سگ و صیاد و روباه

صید گری بود عجب تیز بین

بادیه پیمای و مراحل گزین

شیر سگی داشت که چون پو گرفت

سایه خورشید بر آهو گرفت

سهم زده کرگدن از گردنش

گور ز دندان گوزن افکنش

در سفرش مونس و یار آمده

چند شبانروز به کار آمده