بخش ۴۷ - داستان پادشاه ظالم با مرد راستگوی

پادشهی بود رعیت شکن

وز سر حجت شده حجاج فن

هرچه به تاریک شب از صبح زاد

بر در او درج شدی بامداد

رفت یکی پیش ملک صبحگاه

راز گشاینده‌تر از صبح و ماه

از قمر اندوخته شب بازیی

وز سحر آموخته غمازیی