غزل ۶۲

ای لعبت خندان لب لعلت که مزیده‌ست؟

وی باغ لطافت به رویت که گزیده‌ست؟

نیکوتر از این میوه همه عمر که خورده‌ست؟

شیرین‌تر از این خربزه هرگز که چشیده‌ست؟

ای خضر حلالت نکنم چشمه حیوان

دانی که سکندر به چه محنت طلبیده‌ست

این خون کسی ریخته‌ای یا می سرخ است

یا توت سیاهست که بر جامه چکیده‌ست