غزل ۷۲

پای سرو بوستانی در گلست

سرو ما را پای معنی در دلست

هر که چشمش بر چنان روی اوفتاد

طالعش میمون و فالش مقبلست

نیکخواهانم نصیحت می‌کنند

خشت بر دریا زدن بی‌حاصلست

ای برادر ما به گرداب اندریم

وان که شنعت می‌زند بر ساحلست