غزل ۸۵

با همه مهر و با منش کینست

چه کنم حظ بخت من اینست

شاید ای نفس تا دگر نکنی

پنجه با ساعدی که سیمینست

ننهد پای تا نبیند جای

هر که را چشم مصلحت بینست

مثل زیرکان و چنبر عشق

طفل نادان و مار رنگینست