غزل ۹۴

خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست

طوبی غلام قد صنوبرخرام اوست

آن قامتست نی به حقیقت قیامتست

زیرا که رستخیز من اندر قیام اوست

بر مرگ دل خوشست در این واقعه مرا

کآب حیات در لب یاقوت فام اوست

بوی بهار می‌دمدم یا نسیم صبح

باد بهشت می‌گذرد یا پیام اوست