غزل ۱۹۱

کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد

آخر این غوره نوخاسته چون حلوا شد

دیگر این مرغ کی از بیضه برآمد که چنین

بلبل خوش سخن و طوطی شکرخا شد

که درآموختش این لطف و بلاغت کان روز

مردم از عقل به دربرد که او دانا شد

شاخکی تازه برآورد صبا بر لب جوی

چشم بر هم نزدی سرو سهی بالا شد