غزل ۱۹۳

شورش بلبلان سحر باشد

خفته از صبح بی‌خبر باشد

تیرباران عشق خوبان را

دل شوریدگان سپر باشد

عاشقان کشتگان معشوقند

هر که زندست در خطر باشد

همه عالم جمال طلعت اوست

تا که را چشم این نظر باشد