غزل ۲۴۱
میل بین کان سروبالا میکند
سرو بین کاهنگ صحرا میکند
میل از این خوشتر نداند کرد سرو
ناخوش آن میلست کز ما میکند
حاجت صحرا نبود آیینه هست
گر نگارستان تماشا میکند
غافلست از صورت زیبای او
آن که صورتهای دیبا میکند
میل بین کان سروبالا میکند
سرو بین کاهنگ صحرا میکند
میل از این خوشتر نداند کرد سرو
ناخوش آن میلست کز ما میکند
حاجت صحرا نبود آیینه هست
گر نگارستان تماشا میکند
غافلست از صورت زیبای او
آن که صورتهای دیبا میکند