غزل ۲۴۵
هر که بی او زندگانی میکند
گر نمیمیرد گرانی میکند
من بر آن بودم که ندهم دل به عشق
سروبالا دلستانی میکند
مهربانی مینمایم بر قدش
سنگ دل نامهربانی میکند
برف پیری مینشیند بر سرم
همچنان طبعم جوانی میکند
هر که بی او زندگانی میکند
گر نمیمیرد گرانی میکند
من بر آن بودم که ندهم دل به عشق
سروبالا دلستانی میکند
مهربانی مینمایم بر قدش
سنگ دل نامهربانی میکند
برف پیری مینشیند بر سرم
همچنان طبعم جوانی میکند