غزل ۳۳۷

گر یکی از عشق برآرد خروش

بر سر آتش نه غریبست جوش

پیرهنی گر بدرد ز اشتیاق

دامن عفوش به گنه بربپوش

بوی گل آورد نسیم صبا

بلبل بی‌دل ننشیند خموش

مطرب اگر پرده از این رهزند

بازنیایند حریفان به هوش