غزل ۳۹۶

من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم

مگر ببینمت از دور و گام برگیرم

من این خیال نبندم که دانه‌ای به مراد

میان این همه تشویش دام برگیرم

ستاده‌ام به غلامی گرم قبول کنی

و گر نخواهی کفش غلام برگیرم

مرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالم

گریز نیست که دل زین مقام برگیرم