غزل ۴۹۶
ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای
ما را ز داغ عشق تو در دل دفینهای
دانی که آه سوختگان را اثر بود
مگذار نالهای که برآید ز سینهای
زیور همان دو رشته مرجان کفایتست
وز موی در کنار و برت عنبرینهای
سر درنیاورم به سلاطین روزگار
گر من ز بندگان تو باشم کمینهای